شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت
گوئی از صحبت ما نیک بتنگ امده بود بار بر بست و بگردش نرسیدیم و برفت
بس که ما فاتحه و حرزیمانی خواندیم وز پیش سوره اخلاص دمیدیم و برفت
عشوه دادند که بر ما گذری خواهی کرد دیدی آخر که چنین عشوه خریدیم و برفت
شد چمان در چمن حسن و لطافت لیکن در گلستان وصالش نچشیدیم و برفت
همچو حافظ همه شب ناله و زاری کردیم
کای دریغا به وداعش نرسیدیم و برفت
سلام مینا جان
گاهی وقت ها باید چیزی از دست داد تا چیز بهتری هدیه گرفت
عر زیبایی انتخاب کردی
سلام عزیزم
مرسی از این که به دیدینم اومدی
خیلی قشنگ بود.گاهی ابری بودن بهتر از پر ستاره بودن است.