خاطره کسی که این شعر رو اولین بار توی گوشم زمزمه کرد و برام نوشت همیشه با من خواهد بود حتی اگه اون در کنار من نباشه(برادرم رو میگم)
عذاب جاده
از عذاب جاده خسته نرسیده و رسیده
آهی از سر رسیدن نکشیده و کشیده
غم سرگردونیام و با تو صادقانه گفتم
اسمی که اسم شبم بود با تو عاشقانه گفتم
من سرگردون ساده ، تورو صادق می دونستم
این برام شکسته اما تورو عاشق می دونستم
تو تموم طول جاده ، که افق برابرم بود
شوق تو راه توشه ی من ، اسم تو همسفرم بود
من دل شیشه ای ، هر جا پر شکستن که شکستم
زیر کوه باره غصه ، هر نشستن که نشستم
عشق تو از خاطرم برد که نحیفم و پیاده
تورو فریاد زدم و باز خون شدم تو رگ جاده
من سرگردون ساده ، تورو صادق می دونستم
این برام شکسته اما تورو عاشق می دونستم
نیزه ی نم باد شرجی ، وسط دشت تابستون
تازیانه های رگبار ، توی چله ی زمستون
نتونستن ، نتونستن ، کینه ی منو بگیرن
از من خسته ی خسته ، شوق رفتنو بگیرن
حالا که رسیدم اینجا ، پر قصه برا گفتن
پرنیاز تو برای آه کشیدن و شنفتن
تورو باخودم غریبه ، از غمم جدا می بینم
خودمو پر از ترانه ، تورو بی صدا می بینم
کی صداتو داد به مهتاب ، مهتاب و کی برد از اینجا
اسم تو کی داد به خورشید ، خورشید و کی برد تو ابرا
با من رهیده از خود یک ترانه هم صدا شو
با من از زنجیر این شهر همصدا شو و رها شو
اون همیشه با محبت ، برای من دیگه نیستی
نگو صادقی به عشقت ، آخه چشمات میگه نیستی
من سرگردون ساده ، تورو صادق می دونستم
این برام شکسته اما تورو عاشق می دونستم
سلام
شعری زیبا بود
با ما در میزگرد همراه می شوی ؟
سلام
بله حتما
سلام
شعر مسخره ای بود
:-)