به آسمان بگو...

گاهی ابری بودن بهتر از پر ستاره بودن است

به آسمان بگو...

گاهی ابری بودن بهتر از پر ستاره بودن است

شنونده دلتنگیهام دیگه نیست

یه صدای خیلی بلند بیدارم کرد ساعت 7 صبح

بیرون پنجره اتاقم رو که نگاه کردم دیگه نبودش نه نه نه این یکی رو نه

بی اختیار این شعر رو زمزمه کردم 

  

حالا تو شمارش ثانیه ها کوبه های بی امون تبره 

تبری که دشمن همیشه این درخت محکم و تناوره

....

من به فکر خستگی های پر پرنده هام تو بزن تبر بزن 

من به فکر غربت مسافرام 

اخرین ضربه رو محکم تر بزن

ولی به جای تبر یه اره برقی ودر عرض چند ثانیه تموم شد

بزرگترین درخت گردوی باغ روبروی پنجره اتاقم که تنها شنونده دلتنگیهام بود توی این 6 سال اخیر حالا دیگه نیست 

وقتی زمستونا پرنده های رنگی روی شاخه هاش مینشستن  و استراحت میکردن 

امسال اونا اینجا نیستن

لذت سبز بودن بهار توی خونمون 

زیبایی پاییز 

و سرمای زیبای فصل من با نشستن برف روی شاخه هاش

همه خاطراتم در عرض چند ثانیه پر کشید 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد