خدایا
خدا جونم
میشنوی صدامو
میبینی اشکامو
اخه چرا
چرا ؟
کاش جوابمو میدادی
دلم گرفته
دلم از خودم گرفته
چرا باید به کسی که ارزو دارم کنارم بمونه بگم که باید برم وقتی با تمام وجود میخوام پیشم بمونه
بگو
به من جواب بده
بگووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو
چرااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
اخه چرااااااااااااااااااااااا
چطوری میتونم قلب شکسته خودم رو ببخشم
کاری کردی که از خودم متنفرم
این جوری بنده هات رو دوست داری؟
من دوسش دارم
دوسش دارررررررررررم
تو میخوای بری حالا اینو میدونم، ترانه هامو به یاد تو میخونم
بارون میباره تو قاب چشمام، میخوام بدونی حالا من خیلی تنهام
بی تو دلم بهونه گیره، اگه نباشی بدون تو میمیره
قلب ساده من باور نداره، اون که عاشقش بود بره تنهاش بذاره
بی تو میمیرم ای عشق خوب و نازم، بدون تو نمیتونم دنیامو بسازم
بی تو میخونم هرشب با چشم گریون، منو ببخش عزیزم دیگه شدم پشیمون
تو میخوای بگی دیگه دوسم نداری، اینو میدونم میری تنهام میذاری
قلبی گرفته لبهای بسته جدایی از تو بدون منو شکسته
از وقتی رفتی آروم ندارم، امشب دوباره من بیقرارم
برگرد که دیگه بی تو نمیشه، هرجا که باشی بیادتم همیشه
بی تو میمیرم ای عشق خوب و نازم، بدون تو نمیتونم دنیامنو بسازم
بی تو میخونم هرشب با چشم گریون، منو ببخش عزیزم دیگه شدم پشیمون
تو میخوای بری....
کی میتونه بعد از تو
محرم رازه من بشه
کی میتونه بعد از تو
همه نیازه من بشه
کی جاتو میگیره و
درد دلامو گوش میده
کی دیوونه کردنو
مثل چشمات خوب بلده
بعضی وقتا میامو
یواشکی میبینمت
وقتی که غنچه بودی
خودم باید میچیدمت
کی به جای من برات
شبا لالای میخونه
شنیدم اون غریبه
قدر تورو نمیدونه
غریبه تورو خدا
عشقمو اذیت نکنی
قول مردونه بده
بهش خیانت نکنی
قول بده چشمای اون
هیچ موقع اشکو نبینه
قول بده که هیچ شبی
چشم انتظارت نشینه
غریبه غریبه
بگو که عاشقشی همیشه
اونو دوست داری
حالا که یاره توه
هیچی براش کم نزاری
دو سه روزه که مات و بی اراده م
یه چیزی فکرمو مشغول کرده
همین عشقی که درگیرت نباشم
منو نسبت به تو مسئول کرده
از اون رابطه ی معمولی ما
چه عشقی سرگرفت تو روزگارم
دو سه روزه که بعد از این همه سال
واسه تو ادعای عشق دارم
نمی بینی دارم جون میدم اینجا
نمی دونی به تو محتاجم اینجا
چقد راحت منو وابسته کردی
دارم دیوونه میشم کم کم اینجا
می خوام مثل قدیما...مثل سابق
یه وقتایی یکی با من بخنده
یکی باشه که دستامو بگیره
یکی باشه که زخمامو ببنده
نمی بینی دارم جون میدم اینجا
نمی دونی به تو محتاجم اینجا
چقد راحت منو وابسته کردی
دارم دیوونه میشم کم کم اینجا
نبینی رنگ غصه رو، خسته فصل بی صله
تجسم سخاوتی، تو انتهای فاصله
مشق قدیم خواستنی، عزیز سطر به سطر من
تو فصل آوار غمم، رخت غریبگی بکَن
نبینی رنگ غصه رو
نبینی رنگ غصه رو
ستاره بخت منی، تو این شبای لعنتی
بیا به جشن عاشقی، نگو نمونده فرصتی
مجال یه ترانه شو که مرگو آواره کنه
رشته رخوت دلو شعر تو صد پاره کنه
نبینی رنگ غصه رو
نبینی رنگ غصه رو
وقتی که تو شرم چشات، دل دل واژه بند میاد
غزل غزل به من بگو، بگو نگاهت چی می خواد
بغض همیشگی من، چاره چشمای تو نیست
عذاب این ثانیه ها کار دله، پای تو نیست
نبینی رنگ غصه رو
نبینی رنگ غصه رو
از این زندگی خالی
منو ببر به اون سالی
که تو اسممو پرسیدی
به روزی که منو دیدی
به پله های خاموشی
که با من روبرو میشی
یه جور زل بزن انگاری
نمیشه چشم برداری
منو ببر به دنیامو
به اون روزا که می خوامو
به اون شبا که خندونم
که تقدیرو نمی دونم
به اون شبا که خندونم
که تقدیرو نمی دونم
از این اشکی که می لرزه
منو ببر به اون لحظه
به اون ترانه ی شادی
که تو یاد من افتادی
به احساسی که درگیره
به حرفی که نفسگیره
از این دنیا که بی ذوقه
منو ببر به اون موقع
به اون موقع
منو ببر به دنیامو
به اون روزا که می خوامو
به اون شبا که خندونم
که تقدیرو نمی دونم
به اون شبا که خندونم
که تقدیرو نمی دونم
از این دوری طولانی
منو ببر به دورانی
که هر لحظه تو اونجایی
زیر بارون تنهایی
منو ببر به اون حالت
همون حرفا، همون ساعت
به اندوهِ غروبی که...
به دلشوره ی خوبی که...
تو چشمام خیره می مونی
به من چیزی بفهمونی
منو ببر به دنیامو
به اون روزا که می خوامو
به اون شبا که خندونم
که تقدیرو نمی دونم
به اون شبا که خندونم
که تقدیرو نمی دونم
نمی دونم
نمی دونم