-
[ بدون عنوان ]
19 دی 1388 20:22
خدایا ااااااااااااااااااااااااااااااااا من کار اشتباهی نکردم که اینجوری تنبیهم میکنی
-
[ بدون عنوان ]
18 دی 1388 20:13
به نسیمی همه راه به هم می ریزد کی دل سنگ تو را آه به هم می ریزد سنگ در برکه می اندازم و می پندارم با همین سنگ زدن ، ماه به هم می ریزد عشق بر شانه هم چیدن چندین سنگ است گاه می ماند و نا گاه به هم می ریزد انچه را عقل به یک عمر به دست آورده است دل به یک لحظه کوتاه به هم می ریزد آه یک روز همین آه تو را می گیرد گاه یک کوه...
-
....
18 دی 1388 20:12
دور شدم از تو دلم شور زد ساز دلم نغمه ناجور زد در شب من پلک تو چون پنجره باز شد و چشم مرا نور زد آرش عشق تو به قلب هدف تیر از آن فاصله دور زد مطرب دل روی چو ماه تو دید شور رها کرد و به ماهور زد شوق اناالحق ز دلم سر کشید شعله به خاکستر منصور زد میل تماشای تو در من شکفت بار دگر صاعقه بر طور زد آه از آن چشم که با یک نظر...
-
:-(
12 دی 1388 22:11
ما اومدیم توی این دنیا که چی کار کنیم هم دیگه رو اذیت کنیم دل همو بشکنیم به هم توهین کنیم و.... یا این که همو دوست داشته باشیم محبت کنیم به هم و احترام بذاریم به شخصیت دیگران و....... واقعا کدوم بهتره؟ کاش کمی به رفتارامون فکر کنیم
-
....
11 دی 1388 10:39
در این سرگردانی با تو خواهم بود در شکافتن کوهستان سرد و ویرانی ان همراهی کن گلها را بوی خوش رویای پرواز تو همراه انهاست
-
همه دوستای مسیحی من
4 دی 1388 18:08
merry christmas i wish the best 4 u
-
دلتنگم برای خودم
1 دی 1388 20:15
می خوام بنویسم از اون چیزایی که برای پنهون کردنشون به نقاشی رو اوردم اونم سخت ترین نوع نقاشی ایرانی همیشه یه ذهنیت داشتم که یه روز نیمه گمشده ای که همه دنبالش هستن واسه من هم پیدا میشه ولی این نیمه واسه ی من ادمی نبود چون هر انسانی که پاشو گذاشت توی زندگیم با عنوان دوستی بدجوری ناراحتم کرد ورفت حالا میدونم که چرخش این...
-
یلدا _2
1 دی 1388 17:32
امیدوارم این شب ایرانی رو همه با شادی پشت سر گذاشته باشین دلتون همیشه شاد باشه
-
:-(
29 آذر 1388 14:42
-
امان از دل......
27 آذر 1388 10:50
ندونستی که بعد از تو چراغ خونه خاموشه گلهای خونه پژمرده همه حرفا فراموشه امید با تو بودن هم درون سینه ام مرده تو را داشتن تو این دنیا چه ساده پیشم افسرده هنوز عطر نفسهاتو فضای خونه پر کرده دل عاشق من اینجا بدون تو پر از درده بیا برگرد دلم تنگه گلهای خونه بی رنگه چه سخت منتظر موندن دلم بدجوری دل تنگه تو که رفتی و...
-
:-)
21 آذر 1388 17:58
سنگ در برکه می اندازم و می پندارم، با همین سنگ زدن ماه به هم می ریزد، کی به انداختن سنگ پیاپی در آب، ماه را می شود از حافظه ی آب گرفت؟!..
-
رویا
21 آذر 1388 14:02
توی خواب و توی رویا ، رو دلم تو پا گذاشتی اینجا تو بیداری اما ، دلمو تنها گذاشتی اومدی قدم گذاشتی تو به آرومی تو دنیام به همون لطافتی که ، گم شدی تو خواب و رویام اومدی مثل پرنده ، روی بوم من نشستی دل من قفس نبود که ، پس چرا اونو شکستی اومدی مثل کسی که می تونست ترانه باشه واسه زنده بودن من ، بهترین بهانه باشه اومدی شدی...
-
من میتونم
18 آذر 1388 22:20
هنوز هم میشه از صفر شروع کرد هنوز هم می تونم بهترین باشم با یه بار شکست کم نمیارم نمیذارم اونایی که شکستنم رو میخوان شاد بشن و سعی میکنم با همین شکست موفق تر از قبل به مسیر زندگیم برگردم اینو مطمئنم که می تونم پس پیش به سوی یه راه جدید
-
کینه
17 آذر 1388 20:20
تا حالا هر کسی هر جوری ناراحتم کرده بود از کنارش به سادگی رد شدم و کینه ای به دل نگرفتم ولی حالا همین جا قسم میخورم که از کسی که نتیجه 2 سال تلاشم رو نابود کرد بد جوری انتقام بگیرم حتی اگه یه روز به پایان زندگیم مونده باشه این چیزایی رو که به خاطر من بدست اورده رو ازش میگیرم دیگه محاله بدی ادما رو با خوبی جواب بدم...
-
..........
17 آذر 1388 17:37
دیگه خسته شدم خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
-
داره میرسه ....
14 آذر 1388 12:35
یه نفر همیشه به من میگه که همه دوستی ها یه دوره داره که ممکنه به خوبی یا بدی بگذره و به پایانشون برسن این حس رو دارم الان که میبینم دوران غمش تموم شده و دیگه نیازی به همراهی من نداره و به قولی داره بهش خوش میگذره خوشحالم از این که دوباره میخنده و شاده فکر کنم داره زمان رفتنم میرسه اینو میدونم که همیشه هستن ادمایی که...
-
با تو عشق اسونه ....
11 آذر 1388 19:48
می خواهم از تو لبریز شوم و از خود تهی می خواهم خشنود مهر تو باشم و شیفته نگاه تو می خواهم ترانه خوان لحظه هایی باشم که اراسته است به حضور و روشنایی تو اما افسوس که همواره نا کام بوده ام فصل بیداریم سالهاست به خواب رفته پس با تمام وجود یاری و حضورت را می طلبم
-
ممنونم بارون
9 آذر 1388 12:26
وقتی بارون میاد من فقط به یاد یه نفر می افتم ولی نمیدونم چی شده که این روزا وقتی بارون میاد همه منو به یاد میارن ولی بهترین حس برام این بود که اونی که فکر نمیکردم هم به یاد من میافته تو روزای بارونی چرا بارون منو به یاد اونا میاره ؟ به هر حال از بارون و خدا ممنونم که یه خاطره خوب از من رو توی ذهن اون زنده میکنن هر چند...
-
الهی!
6 آذر 1388 11:04
خاطرم هست که بار ها در گرداب نا امیدی و یاس بی هدف سرگردان بودم و دستان یاری گر تو مرا رهایی بخشید خاطرم هست که در لحظه های کبر و غرور و سراسر تاریکی با دریایی از نور مهربانی و بخشش مرا هدایت فرمودی خاطرم هست که همیشه من عهد شکن بودم و باز تو مرا به درگاهت خواندی و پذیرفتی و من می خواهم که همیشه (( خاطره )) باشم.
-
بشکن فاصله ها را
5 آذر 1388 10:13
بشکن فاصله ها را بشکن فاصله ها را ما در قلب همیم ، بین من و تو تنها یک قلب است که نیمی از آن برای تو و نیمی از آن وجود من است ! بین من و تو هیچ فاصله ای نیست ، ما عاشقانه ادامه میدهیم ، هیچ سدی بین راه ما نیست ! بشکن فاصله را با لبخندی دوباره ، برایم بخوان مثل گذشته آواز عاشقانه ! چرا دلگرفته ای؟ چرا در غم تنهایی...
-
سلام به همه
4 آذر 1388 12:52
اگر به مطالب علمی علاقه دارید از این به بعد می تونید با من در chromatine.blogsky.com همراه باشید سعی میکنم که خسته کننده نباشه مطالب همه پست های قبل رو حذف کردم و از امروز دوباره می نویسم راستی اگر سئوالی دارین در مورد زیست شناسی تا اونجایی که بتونم پاسخ خواهم داد ( اگه بلد باشم اگر هم ندونم می پرسم و پاسخ شما رو حتما...
-
سایه روشن
3 آذر 1388 21:38
نه شادم میکنی کز شوق بالم نه ایذایم کنی کز درد نالم هوای روشن و تاریک صبحم نه رنگ پختگی دارم نه خامم این یکی از دوبیتی های اقای محمد حسن صمد پور هستش
-
شنونده دلتنگیهام دیگه نیست
3 آذر 1388 17:33
یه صدای خیلی بلند بیدارم کرد ساعت 7 صبح بیرون پنجره اتاقم رو که نگاه کردم دیگه نبودش نه نه نه این یکی رو نه بی اختیار این شعر رو زمزمه کردم حالا تو شمارش ثانیه ها کوبه های بی امون تبره تبری که دشمن همیشه این درخت محکم و تناوره .... من به فکر خستگی های پر پرنده هام تو بزن تبر بزن من به فکر غربت مسافرام اخرین ضربه رو...
-
عذاب جاده
2 آذر 1388 12:33
خاطره کسی که این شعر رو اولین بار توی گوشم زمزمه کرد و برام نوشت همیشه با من خواهد بود حتی اگه اون من رو فراموش کنه عذاب جاده از عذاب جاده خسته نرسیده و رسیده آهی از سر رسیدن نکشیده و کشیده غم سرگردونیام و با تو صادقانه گفتم اسمی که اسم شبم بود با تو عاشقانه گفتم من سرگردون ساده ، تورو صادق می دونستم این برام شکسته...
-
عذاب جاده
2 آذر 1388 12:33
خاطره کسی که این شعر رو اولین بار توی گوشم زمزمه کرد و برام نوشت همیشه با من خواهد بود حتی اگه اون در کنار من نباشه(برادرم رو میگم) عذاب جاده از عذاب جاده خسته نرسیده و رسیده آهی از سر رسیدن نکشیده و کشیده غم سرگردونیام و با تو صادقانه گفتم اسمی که اسم شبم بود با تو عاشقانه گفتم من سرگردون ساده ، تورو صادق می دونستم...
-
خیانت
1 آذر 1388 13:59
ازش پرسیدم چرا به زنت خیانت میکنی و با یه زن مطلقه و چنتا دختر دیگه هم هستی؟ مگه نباید این طوری باشه که خانومت تنها الهه پرستیدنی زندگیت باشه ولی تو میگی فلانی رو می پرستم کسی که مادر 2 تا پسر خوشگلت هست و خودش هم به نازی عروسکه چی؟ گفت : من خانومم رو شدیدا دوست دارم و این مسئله هیچ تاثیری تو زندگیم نداره اینو بدون...
-
فدای چشمات ...
28 آبان 1388 20:06
تنها دوست من که بیش از هر کسی دوستت دارم فدای چشمات برای تو اینجا گذاشته شده تا بدونی که غم تو غم من هم هست تقدیم به تو و اسمونی ترین پدر بزرگ دنیا که تنهامون گذاشت و به جایی بهتر از این دنیا پر کشید
-
حرف تو
28 آبان 1388 13:08
علی کوچولو واسم نوشته سختی ها و مشکلات را در خاطر نگه میداریم اما چه زود شادی ها را از یاد میبریم ( داستا یوسکی)
-
حرف اول
27 آبان 1388 09:17
سلام گفته بودم که می خوام کمی بلاگ رو تغییر بدم برای همین میخوام یه عنوان اینجا بذارم (حرف دل من و تو) این قسمت رو اختصاص میدیم به جمله هایا شعرهایی که به یه نحوی رومون تاثیر گذاشتن من میخوام که شما هم به من کمک کنین اگه دوست داشتین که من با اسم خودتون جمله ای رو که برام میفرستین میذارم اینجا اگر هم که نه اونا رو با...
-
...
27 آبان 1388 09:12
درجهان غصه کوتاهی دیوار مخور حسرت کاخ رفیق و زر بسیار مخور گردش چرخ نگردد به مراد دل کس غم بی مهری این گنبد دوار مخور